معرفت - اسماعیل وفا یغمایی

| | 0 comments

معرفت
اسماعیل وفا یغمایی
اول اوت دو هزار و نه
خیاطان خبره در کارند

پنهان شده در قیچی های خود
تا حقیقت را برش دهند
تا تکه تکه کنند و دوباره بدوزند
تا جامه دروغ ،بر جان حقیقت بیارایند
تا خون تو در میان آفتاب و شنزار پنهان شود
تا فریادت را در هوا بسوزانند
خیاطان در کارند

با ساطورها و قیچی های خونین
در بغداد و تهران و واشنگتن
خیاطانی دیگر نیز درکارند
تا از ترمه ی حقیقت زریباف
بر حقیقت عریان خونبافته جامه بپوشانند
[که اگر آسمان را هفت لایه
حقیقت را گاه هفتاد لایه است]ا
تا کسی نداند که در بهشت
زیباترین و آبدارترین سیب درخت ممنوع باغ خدا
ازخون آدم و حوا سرخ شده است
از خون آدم و حوا سرخ میشود
و دریغا
از خون آدم و حوا سرخ خواهد شد
و ما تنها به بهتان شیطان میاندیشیم
اول اوت دو هزار و نه

من از اینجا - رسول یونان

| | 0 comments

من از اینجا...
این شهر
شهر قصه های مادر بزرگ نیست
که زیبا و آرام باشد
آسمانش را
هرگز آبی ندیده ام
من از اینجا خواهم رفت
و فرقی هم نمی کند
که فانوسی داشته باشم یا نه
کسی که می گریزد
از گم شدن نمی ترسد.