
می دمد آفتاب
می رسد سوار
می رسد سواری از راههای دور
از جاده های آینه و آفتاب
"و "شبنم
در سپیده دم و گلهای شبدر
آنرا تکرار خواهد کرد
می دمد آفتاب
آری
با شعله های گندمگونش
و روزهای نقل و شادی و لبخند
به خانه باز خواهند گشت
اگر چه در سفریم
اگر چه منتظریم
می رسد سوار
.می دمد آفتاب
م.ساقی
سکوت را بشکن
سکوت را بشکن
بشکن این سکوت ِ خیره ی مرگبار را
ویران کن این رنج بیشمار را
بشکن این تاریکی سرشار از بغض را
درهم بکوب این فتنه ی نابکار را
سکوت را بشکن
آی دیروز من ز تو سربلند
آی امروز من ز تو سرگردان
آی فردای من ز تو آبادان
سکوت را بشکن
فریاد کن خشم ِ نهفت ِ سرخ ِ ژرف را
آزاد شو بند گران بیداد را
بنیادکُن طاق نصرت آزادی را
سکوت را بشکن
سکوت را بشکن و بشتاب
میدان انتقام را
سکوت را بشکن
0 comments:
Post a Comment