دو شعر از م . ساقی

| |



می دمد آفتاب


می رسد سوار
می رسد سواری از راههای دور
از جاده های آینه و آفتاب
"و "شبنم
در سپیده دم و گلهای شبدر
آنرا تکرار خواهد کرد

می دمد آفتاب
آری
با شعله های گندمگونش
و روزهای نقل و شادی و لبخند
به خانه باز خواهند گشت

اگر چه در سفریم
اگر چه منتظریم

می رسد سوار
.می دمد آفتاب
م.ساقی

سکوت را بشکن


سکوت را بشکن
بشکن این سکوت ِ خیره ی مرگبار را
ویران کن این رنج بیشمار را

بشکن این تاریکی سرشار از بغض را
درهم بکوب این فتنه ی نابکار را


سکوت را بشکن
آی دیروز من ز تو سربلند
آی امروز من ز تو سرگردان
آی فردای من ز تو آبادان

سکوت را بشکن
فریاد کن خشم ِ نهفت ِ سرخ ِ ژرف را
آزاد شو بند گران بیداد را
بنیادکُن طاق نصرت آزادی را
سکوت را بشکن
سکوت را بشکن و بشتاب
میدان انتقام را

سکوت را بشکن

0 comments: